کاربری
کاربر گرامی به کهکشان سبز خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: ای کوروش شرمنده ایم

  1. #1

    کهکشان سبزکهکشان سبزکهکشان سبزکهکشان سبزکهکشان سبز

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    محل سکونت
    طهران
    نوشته ها
    229
    تشکر ها
    23
    تشکر شده 97 بار در 70 ارسال.
    حالت من : Khoonsard
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    82
    Array

    Unhappy ای کوروش شرمنده ایم

    اول بگم که این فقط یه مطلبه ... من خودم جایی خوندم و برای شما هم گذاشتم تا بخونید نه قصد توهین دارم نه منظور خاصی ...
    فقط یه مطلب
    خیلی قشنگه اطمینان می دم که از خوندنش پشیمون نشید

    روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پر بار داشته و جز خدمت به بشر هیچ نکرده، از تو خواهشی دارم. آیا می توانم آن را بیان کنم؟؟؟

    خداوند گفت: بگو ای بزرگوار بنده ی من...
    -از تو می خواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصت دهی تا ایران امروز را بررسی کنم؛ سوگند می خورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.

    - چرا چنین چیزی را می خواهی؟ به جز این هر چه را بخواهی برآورده می کنم؛ اما این را نخواه.

    - خواهش می کنم. آرزو دارم در سرزمین پهناورم گردش کنم و از نتیجه ی سالها نیکی و عدالت گستری لذت ببرم. اگر چنین کنی بسیار سپاسگزار خواهم بود؛ و اگر این چنین هم برایم نکنی باز هم تو را سپاس خواهم گفت.
    خداوند یکی از ملائکه ی خود را برای همراهی با کوروش به زمین فرستاد و کوروش را با کالبدی از پاسارگاد بیرون کشید؛ فرشته در کنار کوروش قرار گرفت.

    کوروش گفت: عجب! اینجا چقدر مرطوب است!

    فرشته تاسف خورد...
    - می توانی مرا بین مردم ببری؟ می خواهم بدانم نوادگانم چقدر به یادم هستند؟؟
    و فرشته چنین کرد...

    کوروش برای این کار شوق و ذوق بسیاری داشت، اما به زودی ناامیدی جای آن را گرفت. به جز عده ای اندک کسی به یاد او نبود. کوروش بسیار غمگین شد، اما با صدایی رسا گفت: اشکالی ندارد؛ خب آنها سرگرم کارهای روزمره ی خود هستند.
    فرشته تاسف خورد...
    کوروش در راه می شنید که مردم چگونه یکدیگر را صدا میزدند: عبدالله، قاسم، جابر،...
    - هرگز پیش از این چنین نام هایی را نشنیده بودم!!!

    فرشته گفت: این نام ها عربی است و پس از هجوم اعراب به ایران مرسوم شدند.
    - اعراب؟؟؟ آن ها دیگر چگونه موجوداتی هستند؟؟!!
    - درست است؛ تو آنها را نمی شناسی. آخر آن موقع که تو بر سرزمین متمدن و پهناور ایران حکومت می کردی و حتی چندین قرن پس از آن، آنها قومی کاملا وحشی بودند.

    کوروش بر افروخت...
    - یعنی می گویی وحشی ها به میهنم هجوم آورده و آن را تصرف کردند؟! پس پادشاهان این سرزمین چه می کردند؟؟؟!!!!!!
    فرشته بسیار تاسف خورد...
    سکوت سهمگینی بین آنها حاکم شده بود.

    پس از مدتی کوروش گفت: تو می دانی که من جز ایزد یکتا کسی را نمی پرستیدم؛ مردم من اکنون پیرو آیین الهی هستند؟

    - در ظاهر بله!

    کوروش خوشحال شد... - خدا را سپاس! چه آیینی؟

    - اسلام.

    - چگونه آیینی است اسلام؟

    - آیینی بسیار نیک است.
    و کوروش بسیار شاد شد... - خداوندا، تو را بسیار سپاس...

    اما بعد از چند ساعت معنی "در ظاهر بله" را فهمید!


    - نقشه ی گشایش های ایران را به من نشان می دهی؟ می خواهم بدانم میهنم چقدر گسترده شده است؟

    و فرشته چنین کرد...
    - همین؟؟؟!!!

    کوروش باورش نمی شد، با ناباوری به نقشه می نگریست...

    - پس بقیه اش کجاست؟ چرا این سرزمین از غرب و شرق و شمال و جنوب به این اندازه شگرف کوچک شده؟!
    و فرشته بسیار تاسف خورد...

    - خیلی دلم گرفت هرگز انتظار چنین چیزی را نداشتم. می خواهم سفری کوتاه به آن سوی مرزها داشته باشم و بگویم ایران من چه بوده. شاید این سفر دردم را تسکین دهد.
    فرشته چنین کرد...
    تازه به مقصد رسیده بودند که با مردی هم کلام شدند. هم نشینی با کوروش به آن مرد لذت بسیار بخشیده بود. پس از چند دقیقه که با هم گرم گرفته بودند، آن مرد از کوروش پرسید: راستی شما اهل کجایید؟

    کوروش با لبخندی مغرورانه سرش را بالا گرفت و گفت: ایران!
    لبخند مرد ناگهان محو شد و با ترس و عصبانیت گفت: اوه! خدای من! او یک تروریست متحجّر است!!
    کوروش از این رفتار بسیار متعجب شد. عکس العمل آن مرد به هیچ وجه آن چیزی نبود که کوروش انتظارش را داشت.

    قلب کوروش شکست.

    به آرامی گفت: - مرا به آرامگاهم برگردان...
    فرشته بغض کرده بود و با بغض گفت: اما هنوز خیلی چیزها را نشانت نداده ام! دروغ، وضعیت اقتصادی، فساد، پایمال کردنِ...

    کوروش رو به آسمان کرد و با فریادی اشک آلود گفت: خداوندا مرا ببخش که بیهوده بر خواسته ام پافشاری کردم. کاش هم چنان در خواب و بی خبری به سر می بردم...

    و این بار دیگر فرشته گریست..
    .


    --------------------------------------------------------



    عرب ها به ما آموختند که آنچه را می خوریم
    "غذا" بنامیم و حال آنکه در زبان عربی غذا به "پس آب شتر" گفته می شود.

    عرب ها به ما آموختند که برای شمارش جمعیتمان کلمه ی
    "نفر" را استفاده کنیم و حال آنکه در زبان عربی " حیوان" را با این کلمه می شمارند و انسان را با کلمه ی "تن" می شمارند.
    شما 5 تن آل عبا و 72 تن صحرای کربلا را به خوبی می شناسید.

    اعراب به ما آموختند که
    " صدای سگ" را "پارس" بگوییم و حال آنکه این کلمه نام کشورعزیزمان میباشد

    اعراب به ما آموختند که
    "شاهنامه آخرش خوش است" و حال آنکه فردوسی در انتهای شاهنامه از شکست ایرانیان سخن می گوید.

    آیا بیشتر از این می شود به یک ملت اهانت کرد و همین ملت هنوز نمی فهمد که به کسانی احترام می گذارد که به او نهایت حقارت را روا داشته اند و هنوز با استفاده از همین کلمات به ریشش می خندند.
    آیا در کتاب سفینه البهار نمی خوانیم که بالاترین ایرانی از پست ترین عرب پست تر است؟!!!!!!
    حداقل بیاییم با یک انقلاب فرهنگی این کلمات و این افکار حقارت پذیر را کنار بگذاریم.
    به جای
    "غذا" بگوییم "خوراک" بجای" نفر" بگوییم "تعداد" یا "تن" (هر چند عربیست)
    بجای" پارس سگ" بگوییم "واق زدن سگ"

    بجای
    "شاهنامه آخرش خوش است" بگوییم "جوجه را آخر پاییز میشمرند"
    کهکشان سبز

  2. #2

    کهکشان سبزکهکشان سبزکهکشان سبزکهکشان سبزکهکشان سبز

    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    محل سکونت
    طهران
    نوشته ها
    229
    تشکر ها
    23
    تشکر شده 97 بار در 70 ارسال.
    حالت من : Khoonsard
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    82
    Array
    واقعا به نظرتون جای تامل نداره؟
    به عنوان یک ایرانی وظیفمون نیست که بهش فکر کنیم؟
    ویرایش توسط nia...j : 11-12-2013 در ساعت 01:01 AM

کلمات کلیدی این موضوع

کهکشان سبز مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما

انجمن کهکشان سبز با عنوان متفاوت ترین انجمن تخصصی ، آموزشی و عمومی در بهمن ماه سال 1391 خدمات رسانی خود را آغاز نمود . امید است محیطی علمی و دوستانه برای همه محققین ، دانشجویان و تمام اهل علم و دانش ایجاد شود تا مطالب علمی و آموزشی در این فضای مجازی به اشتراک گذاشته شود .

لینک های مفید
ابزار ها
بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید:

Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0